
امام خامنه ای"حفظه الله"
امروز هر حنجرهاى كه به وحدت دنياى اسلام دعوت كند، حنجرهى الهى است، ناطق من اللّه است. هر حنجرهاى و زبانى كه ملتهاى مسلمان را، مذاهب اسلامى را، طوايف گوناگون اسلامى را به دشمنى با يكديگر تحريك كند و عصبيتها را عليه يكديگر تحريك كند، ناطق من الشيطان است. «من اصغى الى ناطق فقد عبده فان كان الناطق عن اللّه فقد عبد اللّه و ان كان الناطق ينطق عن لسان ابليس فقد عبد ابليس».(۲) آنهائى كه از زبان ابليس حرف ميزنند، خودشان و مستمعين خودشان را به طرف جهنم ميبرند؛ خودشان را هم دچار هلاكت ميكنند. «ألم تر الى الذين بدلوا نعمت اللّه كفرا و احلّوا قومهم دار البوار. جهنّم يصلونها و بئس القرار»؛(۳) «يقدم قومه يوم القيامة فأوردهم النّار»،(۴) كه دربارهى فرعون است.
كسانى كه امروز دنياى اسلام را از اتحاد و يكپارچگى دور ميكنند - در حالى كه احتياج به يكپارچگى، امروز بيشتر از هميشه است - اينها به نفع شياطين كار ميكنند، به نفع ابليسها كار ميكنند. امروز مىبينيد دنياى غرب، دستگاه استعمار، گردانندگان كمپانىهاى نفتى و تجارى بزرگ دنيا، اين كارتلها و تراستها، همه دارند پول خرج ميكنند، نقشهريزى ميكنند براى اسلامستيزى. قرآن را آتش ميزنند، نام مبارك پيغمبر را مورد اهانت قرار ميدهند، كاريكاتور درست ميكنند، كتاب مينويسند، در پايتختهاى بزرگ اروپا عليه مسلمانها هيجانات قومى درست ميكنند - مىبينيد ديگر؛ اينها چيزهاى روشن و واضحى است - اينها معنايش چيست؟ معنايش اسلامستيزى است.
امروز دشمنان غربى، عليه اسلام و مسلمانان، شمشير را از رو بستهاند. خب، اينجا تكليف مسلمانها چيست؟ مسلمانها بايد به عناصر قدرت خودشان برگردند؛ مسلمانها بايد در درونِ خودشان عوامل اقتدار و توانائى را روزبهروز افزايش دهند. يكى از مهمترين عوامل اقتدار، همين اتحاد و اتفاق است. اين براى ما درس است، براى ملتهاى مسلمان درس است.
..آیت الله سیستانی:
اهل تسنن برادر ما نیستند، نفس و جان ما هستند/ من به خطبههای نماز جمعه اهل سنت بیشتر از خطبههای شیعیان گوش میدهم.
آیا برگزاری مجالس "فرحة الزهراء" و "عمرکشون" جایز است؟
به گزارش خبرگزاری اهلبیت(ع) ـ ابنا / سرویس صفحات فرهنگی: گهگاهی دیده میشود که بعضی از افراد جاهلانه یا عامدانه بیان میکنند که در چنین روزی خلیفه دوم کشته شده و با عناوینی مانند "عید الزهراء"، "فرحة الزهراء" و "عمر کشون" مجالس وحدت شکنی برگزار می کند.
روز نهم ربیعالاول نزد شیعیان جایگاه خاصی دارد، چرا که این روز را یکی از اعیاد مهم تلقی کرده و به خاطر سالروز آغاز امامت امام زمان(عج) به شادی میپردازند.
البته گهگاهی دیده میشود که بعضی از افراد جاهلانه یا عامدانه بیان میکنند که در چنین روزی خلیفه دوم کشته شده و با عناوینی مانند "عید الزهراء"، "فرحة الزهراء" و "عمر کشون" مجالس وحدت شکنی برگزار می کند.
همچنین برای مشروعیت بخشی به این مراسم، داستانسراییهای بسیاری هم شده و حتی روایتی با عنوان "رفع القلم" نقل می شود که در این روز گناه کردن و به کار بردن الفاظ رکیک جایز است!! افسانههایی که بیشتر توسط دشمنان اسلام و برای دامن زدن به اختلافات مذهبی میان شیعه و سنی ساخته میشود.
تعدادی از مراجع عظام تقلید در پاسخ به سؤالاتی پیرامون اهانت به خلفا و شخصیت های مقدس اهل سنت و همچنین تشکیل مجالس فرحة الزهراء دیدگاه خود را اعلام کردند.
سؤال: لعن یا اهانت به یکی از خلفا و همچنین عایشه و حفصه، آشکارا یا مخفیانه چه حکمی دارد؟ آیا بیان مطاعن ایشان در مجالس عمومی جایز است؟ تشکیل مجالس عیدالزهراء، آشکارا یا مخفیانه چه حکمی دارد؟
پاسخ:
آیت الله العظمی خامنه ای:
بعضیها به نام شاد کردن دل فاطمه زهرا، این روزها و در این دوران کاری میکنند که انقلاب را که محصول مجاهدت فاطمه زهراست، در دنیا لنگ کنند ... اگر امروز کسی کاری کند که آن دشمن انقلاب، آن مأمور سیاسی آمریکا، آن مأمور استخبارات کشورهای مزدور آمریکا، وسیلهای پیدا کند، دلیل پیدا کند، نواری پیدا کند، ببرد اینجا و آنجا بگذارد، بگوید کشوری که شما میخواهید انقلابش را قبول کنید این است، میدانید چه فاجعهای اتفاق میافتد؟ بعضی دارند به نام فاطمه زهرا(س) این کار را میکنند، در حالیکه فاطمه زهرا راضی نیست، این همه زحمت برای این انقلاب کشیده شده ... آن وقت یک نفری که معلوم نیست تحت تأثیر کدام محرکی واقع شده، به نام شاد کردن دل فاطمه زهرا، کاری کند که دشمنان حضرت زهرا را شاد کند کند.
(هفتهنامه عملی – فرهنگی بصیر(حوزه)، سال چهاردهم، شماره اول، مسلسل 323، صفحه 6)
نباید به خاطر دفاع از شیعه به آتشافروزی میان غیر شیعه شتاب داد. این جور نباشد که کسى از یک گوشهاى خیال کند دارد از شیعه دفاع میکند و تصور کند دفاع از شیعه به این است که بتواند آتش دشمنى ضد شیعه و غیر شیعه را برانگیزد، این دفاع از شیعه نیست؛ این دفاع از ولایت نیست، اگر باطنش را بخواهید، این دفاع از آمریکاست؛ این دفاع از صهیونیستهاست.
(27 آذر سال 1387)
آیت الله العظمی بهجت(ره):
چه بسا این کارها موجب اذیت و آزار و یا قتل شیعیانی که در بلاد و کشورهای دیگر در اقلیت هستند گردد در اینصورت اگر یک قطره خون از آنها ریخته شود ما مسبب آن و یا شریک جرم خواهیم بود.
آیت الله العظمی مکارم شیرازی:
لازم است از کارهایی که باعث تفرقه صفوف و ایجاد شکاف بین مسلمانان می شود خودداری شود و همه ی مسلمین در برابر دشمنان اسلام متحد شوند. ما روز نهم ربیع را به مناسبت شروع ولایت و امامت حضرت مهدی (عج) جشن می گیریم و این روزی است که به نام «فرحة الزهرا» معروف است. جشن گرفتن این روز یک امر عرفی است و وجه شرعی ندارد. بعضی افراد کارهای دیگری به این مناسبت اضافه کرده اند که ما در این مورد صحبتی نمی کنیم.
سؤال: نظر شما درباره حدیث رفع قلم در روز نهم ربیع الاول چیست؟
پاسخ:
آیت الله العظمی میرزا جواد تبریزی(ره):
بسمهتعالى. روایت مزبور صحیح نیست و فرقى بین ایام نیست و معصیت، معصیت است، والله العالم.
آیت الله العظمی فاضل لنکرانی(ره):
بسمهتعالى. حدیث رفع القلم صحیح نیست، بلکه هر مسلمانی موظف به انجام واجبات دینی بوده و فرقی در ایّام سال نسبت به آن وجود ندارد، و انجام اعمالی که موجب تفرقه مسلمین یا وهن شیعه شود جایز نیست.
آیت الله العظمی مکارم شیرازی:
بسمهتعالى. روایتی با عنوان رفع قلم در آن ایام مخصوص در منابع معتبر نداریم. و ثانیاً بر فرض چنین چیزی باشد ـ که نیست ـ مخالف کتاب و سنت است و چنین روایتی قابل پذیرفتن نیست. حرام و گناه در هیچ زمانی مجاز نیست همچنین سخنان رکیک و کارهای زشت دیگر. و ثالثاً تولّی و تبرّی راههای صحیحی دارد نه این راههای خلاف.
اصلی که بارها در کتابهای تاریخی شیعه و سنی بر آن تأکید شده است
در کتابهای تاریخی شیعه و سنی نیز تاریخ مرگ خلیفه دوم اواخر ذیالحجه و اول محرم ذکر شده است، این منابع تاریخی عبارتند از: «تاریخ الیعقوبى»، «التنبیه والإشراف»، «مروج الذهب»، «الفتوح»، «مسارّ الشیعه»، «الإمامة والسیاسة»، «أنسابالأشراف»، «الطبقاتالکبرى» و «تاریخالطبری».
همچنین در سیره اهل بیت(ع) تأکید بر مدارا با اهل سنت صورت گرفته است، چنان که در کتابهایی نظیر «المحاسن للبرقی»، «الکافی»، «تفسیر العیاشی»، «بحارالانوار» و «مستدرک الوسایل» به احادیثی بر میخوریم که بر اصل وحدت مسلمانان اذعان دارند.
اینکــــ پاسخ به سوالـــی دیگـــر ...
آيا نهم ربيع روز قتل عمر ابن خطاب است؟!!!
پاسخ مستند:
تاریخ دقیق مرگ عمر بن خطاب :
طبق
منابع تاریخی عمر بن خطاب ( خلیفه دوم ) در بیست وششم ذی الحجه ترور شد و
بعد از حدود سه روز درگذشت. بنابراین وی در آخر ذیحجه یا اول محرم درگذشته
است. این مطلب را همه ی مورخان اعم از شیعه و سنی در آثار خود آورده اند.
لذا مراسم عمرکشون ( عید زهرا ) که عده ای در ماه ربیع الاول برگزار می
کنند اساسا با تاخیر حدود هفتاد روز انجام می شود!!!!در اين بين سيدصادق
شيرازي که شبکه ماهواره اي هم دارد نه تنها نهم ربيع را بلکه در بدعتي
جديد، دقيقا در مقابل نام گذاري هفته وحدت؛ هفته اي به نام هفته برائت راه
انداخته است، مستندات بحث حقير:
* منابع تاریخی شیعه :
1.تاریخالیعقوبى ج2 ص 159 قرن: سوم مولف شیعه است.
2.تاریخیعقوبى/ترجمه ج2 ص 49 قرن: سوم مولف شیعه است.
3.التنبیهوالإشراف ص 250 قرن: چهارم مولف شیعه است.
4.مروجالذهب ج2 ص 304 قرن: چهارم مولف شیعه است.
5.مروجالذهب،ج2،ص:321 قرن: چهارم مولف شیعه است.
6.الفتوح ج2 ص:323 قرن: چهارم مولف شیعه است.
7.مسارّ الشیعه اوایل قرن پنجم مؤلف : شیخ مفید (ره) پیشوای بزرگ شیعیان (
که خوشبختانه نسخه خطی این کتاب ایشان با دستخط خودشان هم اکنون موجود است و
در آن مرگ عمر در ذی الحجه ذکر شده است. می دانیم که شیخ مفید(ره) از نظر
عظمت علمی و تقوایی در حد عالی هستند تا جایی که طبق عقیده رایج به دریافت
نامه از امام عصر(عج) مشرفشده اند.)
* منابع تاریخی دیگر :
8.الإمامةوالسیاسة ج1 ص 39 قرن: سوم مذهب مولف : سنی
9.المعارف ص 183 قرن: سوم مذهب مولف : سنی
10.أنسابالأشراف،ج10،ص:417 قرن: سوم مذهبِ مولف : نامعلوم
11.الطبقاتالکبرى،ج3،ص:258 قرن: سوم مذهب مولف : سنی
12.تاریخالطبری،ج4،ص:191 قرن: چهارم مذهب مولف : سنی
سایر
منابع جهت اختصار ذکر نمی شود. اما بد نیست بدانیم که علمای متقدّم شیعه
بر اینکه عمر در ذیحجه کشته شده اتفاق نظر داشته اند و حتی علامه مجلسی(ره)
هم به این امر اعتراف دارد.(ر.ک.بحارالانوار، ج31، ص 118 )
گرچه
علامه مجلسی(ره) خود سعی کرده اند به هر قیمت شده نهم ربیع الاول را تایید
فرمایند!!(بعید نیست ایشان که در عصر صفوی می زیستند از سوی حکومت تحت فشار
بوده اند و لذا با کمال تعجب به روایتی که از نظر سندی کاملاً ضعیف است
استناد کرده ، اجماع مورخان شیعه و سنی را به کناری نهاده اند! روایتی که
ایشان به آن استناد کرده اند از طریق دو راوی مجهول الهویه به احمد بن
اسحاق قمی(ره) منسوب شده که سند و متن آن بسیارِ ضیعف است.)
ابن ادریس حلی (صاحب سرائر) درباره تاریخ نهم ربیع می گوید:
مَنْ
زَعمَ أَنَّ عُمرَ قُتلَ فِیهِ فَقَدْ أَخْطَأَ بِإِجْمَاعِ أَهْلِ
التَّوَارِیخِ وَ السِّیَرِ ( هر کس بپندارد عمر در نهم ربیع کشته شده به
اجماع صاحبان کتب تاریخ و سیره در اشتباه است.)
سپس وی تاریخ ذیحجه را صحیح دانسته،می فرماید:
الإجماعُ حاصلٌ مِن الشیعةِ و أهلِ السنّةِ على ذلک.( شیعه و سنی بر آن اتفاق نظر دارند. )ر.ک. بحارالانوار، ج31، ص 119
گذشتـــه از ایـن هــا...
اصلا ابولؤلؤ کیست و چرا خلیفه ی دوم را کشت...؟
پاسخی مستند و مستدل:
درباره قاتل عمر که فیروز ابولؤلؤة نام دارد واقعیت اینست که طبق منابع
تاریخی ، مسلمان یا زرتشتی یا نصرانی بودن او معلوم نیست: اینکه آیا او از
زردشتی های هم پیمان با مسلمانان بوده یا نصرانی بوده یا مسلمان شده بود
معلوم نیست. همچنین دلیلی بر شیعه بودن او وجود ندارد. انگیزه ی او در کشتن
عمر بن خطاب نیز دو روايت دارد:
یک
انگیزه شخصی بوده : در واقع او نسبت به گزاف بودن مالیاتِ مقرّر اعتراض
داشت و نزد عمر شکایت برد ولی عمر مالیاتش را تخفیف نداد لذا نقشه ی قتل
عمر را طراحی کرد. بنابراین انگیزه ی ابولولو یک انگیزه ی شیعی نبوده بلکه
صرفاً یک تسويه حساب شخصی بوده است. از این رو اینکه او برای خشنودی اهل
بیت (ع) دست به این کار زده باشد از نظر مورخان کاملا نادرست است. ( رجوع
کنید به منابعی که در پست قبل در مورد بررسي تاريخي نهم ربيع گذاشته بودم )
مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی احتمال داده است برخی از بزرگان قریش مثل مغیرة
ابن شعبه ( مالک ابولولو ) در ترورِ عمر نقش داشته اند زیرا از سختگیری های
عمر به تنگ آمده بودند . ر .ک. تاریخ تحلیلی اسلام ص 129 و 130 آنچه
دیدگاه ایشان را تقویت می کند اینست که عمر در روزهای آخر گفته بود می
خواهد شیوه اش را در تقسیم بیت المال تغییر داده ، مساوات را برگزیند که
این می توانست موجب نگرانی برخی از بزرگان قریش شود آنان را به طراحی برای
قتل عمر وادار کند. طبق این نظریه ابولولو فریبِ چند عربِ قریشی را خورده و
آلت دست آنان شده است.
ديدگاه دوم می
گويد: ابولؤلؤ غلام حلقه به گوش مغيرة بن شعبه، رئيس حزب امويان و مجري
توطئه آنان براي بدست آوردن مقام خلافت بوده است. وي حين جنگ مسلمانان با
روميان، اقدام به کشتن خليفه دوم نمود و باب خليفه کشي را باز کرد. لازم به
ذکر است حضرت امير (عليه السلام) چنانکه در نهج البلاغه نيز آمده است در
همان زمان به خليفه توصيه کردند به جنگ نرود تا مسلمانان حين جنگ پناه
داشته باشند. همچنین برخی از محققان با توجه به سخنانِ کعب الاحبارِ یهودی
قبل از ترورِ عُمَر احتمال داده اند که کعب الاحبار از نقشه ی ترورِ عمر
آگاه بوده است.
حجة الاسلام استاد
رسول جعفریان در تاریخ خلفا این دیدگاه را نقد کرده اند.ر.ک. تاریخ خلفا
صفحه 105تا 109
در تمام حالات فوق می بينيم که نه ابولؤلؤ فرد قابل دفاعی است و نه انگيزه
اش و نه حتی نتيجه کارش چرا که کار وي مقدمه خلافت عثمان شد که در قياس با
خليفه دوم به اسلام آسيب هاي جدي تري زد، اما بازهم عده ای از شيعيان که حب
به ولايت هم دارند با عدم شناخت، به وي درود! می فرستند و او را حضرت
ابولؤلؤ خطاب می کنند!